اردیبهشت ۱۲

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز

با اینکه فیس بوک باعث شده کمتر به وبلاگ نویسی بپردازیم اما هنوزم وبلاگ یه لطف و صفای دیگه ای داره .

بگذریم خواستم بگم کتابهای ((الفبای دنیا ))و ((رفیق خوب روزها ))رو که هر دو زمستان ۹۰ به چاپ رسید رو می تونید از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران سالن شبستان . راهرو ۲۳ . غرفه ی ۲۳ انتشارات فصل پنجم تهیه کنید ممنون می شم اطلاع رسانی کنید

شهریور ۳۰

کابوس

چشمای تو بسته شدن

باز پر کابوسه دلم

چشماتو وا کن عزیزم

وگرنه می پوسه دلم

می خوام چشاتو واکنی

بازم منو نِگا کنی

می خوام توی چشات برام

جهنمی به پا کنی

هنوز من از دلخوشیام

چیزی نگفتم واسه تو

چه جوری باید ببینم

کفن شده لباس تو

چشماتو وا کن تا برات

از عقده هام چیزی بگم

می خوام برات قصه از این

ابرای پائیزی بگم

این همه از تو گفت دلم

ساکت و سردی واسه چی؟

غصه ی با تو گفتنو

بدون تو بگم به کی؟

تیر ۱

کفر

 

به صد هزار صنعت هزار آرایه

از ابتدای الفبای فارسی تا…((ی))

 

چه می توان گفت از دردهای دنیایی ؟

چه می توان گفت از شاخه های بی سایه ؟

 

کجا نوشته که باید به گریه تن بدهم

به جای شادی و خنده کنار همسایه

 

کجا نوشته که نان را به خون دل بخورم

کدام سوره و صفحه و یا کدام آیه

 

خدای من به خدایی خود ترحم کن

به کفر خفته در این حرفهای بی پایه

 

اسفند ۱۷

هیچ

 

من و تو در برهوتی که چشممان را هیچ ـ

گرفته ،  آمده ایم ابتدای صدها هیچ

 

بهشت کوچک خود را به هیچ بخشیدیم

و آمدیم که ثابت کنیم دنیا هیچ

 

کدام بار امانت ؟ کدام راحت جان؟

چه داده عشق به ما جز بلا  ! خدایا؟ هیچ

 

فقط همین که گذشت و زمانه ثابت کرد

هزار آدم مجنون بدون حوا هیچ

 

چه بود راز تولد وزیستن تا مرگ؟

سفر به اجبار از هیچ مبدایی تا هیچ؟

دی ۲۰

خاکستر

با درد مطنتن شده در باور این شعر
با خود چه جدلها که نکردم سر این شعر

اما چه کنم هیچ کجا بی تو و من نیست
این درد به هر شکل عذاب آور این شعر

حالا که به خود آمده ام باز تو هستی
بانوی طلا گیسوی تن مرمر این شعر

می چرخد از اول به غزل یاد تو آری
انگار تویی باز کلید در این شعر

از آتش عشقی که به شور و شرمان بود
تنها دل من شد تل خاکستر این شعر

می ترسم از این بیشتر از درد بگویم
هر واژه بگریاندتان آخر این شعر

آبان ۱۸

سلام دوستان همیشه خوبم
ترانه ای که امشب برای اولین بار به عنوان ترانه ای منتشر نشده از من می خوانید جان مایه ایست از چندین ترانه ی من که با صدای محسن چاوشی به گوشتان رسیده و هم من و هم شما خاطرات تلخ و شیرینی را در کنارشان تجربه کرده ایم . این ترانه را به عنوان هدیه ای از طرف من به مهربانی بی انتهایتان بپذیرید.
رفیق همیشه و هنوزتان
امیر ارجینی

ترانه ها ت چی گفتن؟؟

آهای تو که صبوری،با اینهمه غصه
مونده روی دوش تو،یه عالمه غصه

وقتی هیشکی نفهمید ، چه حالی داری
دردتو با کی گفتی ؟ با آه و زاری!؟

وقتی با روسیاهی ،رفتی زیارت
کی بود ، کی بود بهت گفت،سفر سلامت

وقتی با نقره داغِ ابرای پاییزی
پرنده ی تو پر زد به اون غم انگیزی

چه جوری صبر کردی با اون همه درد
کوه ترین دردمند خسته ترین مرد

چشماتو وا کن ببین کی مونده با تو
به جزغریبی و غم چی مونده با تو

دل نبریدم اما همه بریدن
پرنده و رفیق و…حتا تو از من

تهمت نا روا بود،عهد نبسته
حقیقت این بود که دلم شکسته

ساکت و خاموش و سرد سهم من اینه
که شکل یه شکستوُ دنیا ببینه

ترانه هات چی گفتن آهای غریبه
دنیای تو دروغه یه جور فریبه

آبان ۲

پشیمونی

هوای چشمای تو بارونیه
چشمای تو غرق پشیمونیه

می خواستی دنیا رو پریشون کنی
تموم عاشقا رو مجنون کنی

رفتی و با دستای خالی از عشق
اومدی با خواب و خیالی از عشق

با اینکه از رفتن تو دلخورم
محالِ چشماتو به غم بسپرم

بخند و از هر چی غمه دل بکن
به جز دل من از همه دل بکن

گریه نکن بذار چشات بخنده
بذار چشات بار غمو ببنده

دلبر بی چون و چرای من باش
بمون کنار من، برای من باش

ای همه پهنای دلم شهر تو
بذار فراموش کنم قهر تو

آهای غریبه با من
لیلی سر به دامن
الهه ی غم نباش
نمک رو زخمم نپاش

کوره ی آتیش من
گریه نکن پیش من
دلم نداره با تو
طاقت گریه هاتو